کمال گرایی؛ مایه فخر یا شرم؟

کمال گرایی چیست؟

آیا یکی از این موارد برای شما رخ داده اند؟

  • ایده های جذاب فراوانی در ذهن دارید اما هیچ وقت این ایده ها به عمل تبدیل نشده اند؟
  • مدتها برای شروع کاری، برنامه ریزی و مطالعه کرده باشید ولی هیچ اقدامی در جهت تحقق آن انجام نداده باشید؟
  • سالهاست تصمیم دارید زبان جدیدی یاد بگیرید، ساز جدیدی فرا بگیرید، و یا کسب و کار خودتان را راه بیندازید، اما دریغ از یک حرکت…؟
  • شاید هم در انجام امور روزمره و روتین، دچار وسواس و سردرگمی می شوید. به عنوان مثال، وقتی می خواهید به مهمانی بروید، انتخاب لباس و ست کردن پیراهن و شلوار و کت و جوراب به یک سردرد تمام عیار تبدیل می شود.
  • یا وقتی می خواهید خانه را مرتب کنید، نمی دانید از کجا شروع کنید و به همین دلیل ممکن است مدت ها از انجام کارها صرف نظر کنید.

همه موارد فوق یک ویژگی مشترک دارند:

شما آگاهانه یا ناآگاهانه استاندارد بسیار بالایی برای کمیت و کیفیت پروژه قرار می دهید. استدلال اصلی این افراد این است:

من یا هیچ کاری انجام نمی دهم، یا آن را کامل و بی نقص ارائه می دهم!

عفریته ای در لباس عروس!

تا این نقطه مشکلی وجود ندارد چون طبیعتا داشتن استاندارد بالا می تواند موجب پبشرفت شود، مشروط بر آن که قدرت حرکت را از ما سلب نکند. مشکل در این است که افراد کمال گرا پشت این ظاهر فریبنده و زیبا پنهان می شوند و استانداردها و ضوابطی وضع می کنند که مضرات آن بسیار بیش از منافعش است. به این ترتیب می خواهند همه چیز از ابتدا بی عیب و نقص باشد و لذا هیچ وقت زمان آن فرا نمی رسد که ایده خود را به محصول تبدیل کنند. اغلب از ایشان می شنویم که ایده آنها به شکلی ضعیف تر و محدودتر توسط گروه دیگری اجرا شده و سهم این دوستان کمال گرای ما، تنها حسرت خوردن و وقت تلف کردن است…

Related image

راه حل

برای حل این معضل، باید دقیقا خلاف بلایی که سر خود می آوریم را پیاده نماییم. به این منظور، یکی از بهترین تکنیک ها روش چابک (Agile) است.

در این روش، ابتدا یک نسخه اولیه، بسیار ابتدایی اما قابل استفاده آماده می کنیم. سپس با بررسی و اخذ فیدبک، کاستی ها و عیوب آن را برطرف می کنیم و پس از انجام اصلاحات، محصول جدید را عرضه نموده و همین چرخه را ادامه می دهیم. استفاده از کلمه «آشغال» عمدا و به دلیل مقابله با ذهن کامل گرا به کار رفته است.

اولین وبینارم

من به عنوان یک کمال گرای کلاسیک، برای مواجهه با این بیماری، اولین وبینارم را اینگونه برگزار کردم. چند روزی در این فکر بود که وبینار دوره هدفگذاری را برگزار نمایم. درست قبل از اینکه وسواس کمال گرایانه من، تحقیقی جامع برای بررسی انواع روش های برگزاری وبینار، میزان اقبال مخاطبین به هر یک، و ده ها و صدها موضوع دیگر آغاز نماید، به اولین پلتفرمی که برخوردم، در آن ثبت نام کردم و آگهی دوره را نیز منشر نمودم. حالا دیگر راهی به جز صرف فعل انجام دادن باقی نمانده بود. به این ترتیب، سلسله وبینارهایم آغاز شد و در ایام کرونا محدودیت برگزاری کلاس حضوری به شیرینی تجربه دوره های آنلاین مبدل شد.

نوبت شماست

از شما می خواهم وقت اندکی صرف بررسی پرونده های باز خود کنید و با استفاده از این تکنیک، انجام دهید، انجام دهید و انجام دهید.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید